بررسی عوامل مخالفت و دشمنی با اولیاء الهی
391 بازدید
تاریخ ارائه : 10/28/2014 9:15:00 PM
موضوع: امامت و مهدویت

بررسی عوامل مخالفت و دشمنی با اولیاء الهی

گردش نظام خلقت بر اساس اسباب و مسببات و احتیاج مخلوقات به همدیگر است. اگر یافتن رزق مادی و فراهم آوردن خوراک و پوشاک روزانه نیاز به راهنمائی و راه رفتن بر زمین و درنوردیدن کوه ها و بیابان ها دارد، دستیابی به خوراک ناب معنوی نیز بی نیاز از هادی و مسیر هدایت نخواهد بود.

هیچ کشاورزی نمی تواند به بهانه توحید الهی در عطای رزق، با خورشید و زمین قهر کند و رزق مادیش را بدون رو کردن به خورشید و شخم زدن زمین، تنها بر سر سجاده ی نماز و دعا جستجو کند. خداوند نیز بر این اعتقاد خط بطلان می زند و می فرماید:

"اوست كه زمين را رام شما گردانيد. پس بر روى آن سير كنيد، و از رزق خدا بخوريد. چون از قبر بيرون آييد به سوى او مى‏رويد." (سوره ملک،آیه15).

انبیاء و امامان معصوم (علیهم السلام) هدایت یافتگان خداوند متعال هستند که انسان خداجو نمی تواند مسیر الهی شدن را بدون رهبری آنها طی کند. اگر براستی این چنین بود که انسان بدون نیاز به آنها می توانست به عرفان الهی و درجات والای اخلاق و کمال برسد، نه نیازی به نزول وحی و بعثت رسولان بود و نه اینکه خداوند دستور به اطاعتشان بدهد و سرپیچی و کفران نسبت به انبیاء و ملائکه و کتب آسمانی را گمراهی بداند.

 "أُولئِكَ الَّذينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُداهُمُ اقْتَدِه‏.اینها هدایت شدگانند که به هدایت آنان اقتدا کن."(انعام،آیه90).

"وَ مَنْ يَكْفُرْ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعيدا؛ و هر كه به خدا و فرشتگانش و كتابهايش و پيامبرانش و به روز قيامت كافر شود سخت در گمراهى افتاده است." (نساء،آیه136)

امامان معصوم (علیهم السلام) نیز ستارگان آسمان هدایت و کشتی نجات در گرداب های سهمگین دنیا هستند که طالبان جرعه نوش چشمه ی معرفت الهی باید سیر خود را از کلاس درس آنان شروع کرده و با همراهی چنین راستگویانی راه را تا لقاء الهی بروند.

در زیارت جامعه و نیز در زیارت امام حسین علیه السلام، باید اینگونه با امام علیه السلام سخن گفت که:

مَنْ‏ أَرَادَ اللَّهَ‏ بَدَأَ بِكُم؛ (من لا يحضره الفقيه،ج‏2،ص596‏).

یعنی اگر کسی خواهان رسیدن به خداوند و فهم راه سلوک و ظرافت های آن است، باید ابتدا به کلاس درس شما بیاید و باور داشته باشد که پیمودن راه بدون راهنما ممکن نیست.

با وجود برتری راه بینائی بر کوری، برخی مسیر حرکتشان را برخلاف رهبران الهی برمی گزینند. آنها به جای پای نهادن در مسیری که امام نور بر افق آن است، به دنبال امامان طاغوت و آتش راه می افتند که به گفته ی قرآن جز به جهنم نیز نخواهند رسید: "كُتِبَ عَلَيْهِ أَنَّهُ مَنْ تَوَلاَّهُ فَأَنَّهُ يُضِلُّهُ وَ يَهْديهِ إِلى‏ عَذابِ السَّعيرِ.بر شيطان چنين مقرر شده كه هر كس را كه دوستش بدارد گمراه كند و به عذاب آتش سوزانش كشاند." (حج،آیه4).

این نوشتار بر آن است که سه مورد از مهم ترین عوامل مخالفت و ستیز با اولیاء الهی را مورد بررسی قرار دهد.

  1. جهل و نادانی

اولین عاملی که باعث جبهه گرفتن در برابر ولی خدا می شود، نشناختن او در اثر عدم رشد فرهنگی جامعه یا تبلیغات منفی و دروغ دشمنان می باشد. امام علی علیه السلام می فرمایند: "النَّاسُ‏ أَعْدَاءُ مَا جَهِلُوا"(نهج البلاغه،حکمت152). مردم با چیزهایی دشمنی می کنند که نسبت به آنها نادان هستند.

بعد از ورود اسراء به شام، پیرمردی بر امام سجاد علیه السلام وارد شد و گفت: خدا را سپاس می گویم که شما و خاندانتان را کشت و شاخ فتنه را قطع کرد. امام علیه السلام فرصت دادند تا پیرمرد سخنانش را له پایان رساند. سپس فرمودند: ای پیرمرد؛ آیا قرآن خوانده ای؟ گفت: بله. امام به آیه مودت و تطهیر  اشاره کردند و فرمودند که ما همان نزدیکان رسول خدا هستیم که قرآن به مودت نسبت به آنها دستور داده است و ما همان اهل بیت آیه تطهیریم که مُهر پاکی و دوری از پلیدی بر آنها نهاده است.

پیرمرد با شنیدن این سخنان، دست به سوی آسمان بالا برد و سه مرتبه گفت: خداوندا! من به سوی تو توبه می کنم و از دشمنان و کشندگان آنها ابراز تنفر و بیزاری می کنم. [سال ها] قرآن می خواندم و تا امروز معنای آن را نمی دانستم.(امالی صدوق،ص166).

یا در برخی نقل­ها آمده است که امام سجاد (علیه السلام) فرمودند: کشندگان امام حسین (علیه السلام) با کشتن او تقرب به خداوند را طلب می کردند.(رياض الأبرار في مناقب الأئمة الأطهار،ج‏1،ص193). تقرب با کشتن همان کودکی که رسول خدا او را بر شانه می نهاد و می فرمود: من از او هستم و او از من است و او و برادرش آقای اهل بهشت هستند!

  1. دلبستگی به دنیا و زینت های آن

قرآن کریم دنیا را محل آزمایش و ابتلاءات گوناگون برای شناساندن و جدایی راستگو از دروغ گو، مومن از منافق، پاک از ناپاک می داند. امتحانی که در هر مکان و زمانی در کمین آدمی است تا وسیله سنجش او باشد.

"او كسى است كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد تا شما را بيازمايد كه كداميك عملتان بهتر است!".(سوره هود،آیه 7)."

"و آنچه (در روز احد،) در روزى كه دو دسته [مؤمنان و كافران‏] با هم نبرد كردند به شما رسيد، به فرمان خدا (و طبق سنت الهى) بود و براى اين بود كه مؤمنان را مشخص كند.و نيز براى اين بود كه منافقان شناخته شوند آنهايى كه به ايشان گفته شد: «بياييد در راه خدا نبرد كنيد! يا (حد اقل) از حريم خود، دفاع نماييد!» گفتند: «اگر مى‏دانستيم جنگى روى خواهد داد، از شما پيروى مى‏كرديم. (اما مى‏دانيم جنگى نمى‏شود.)» آنها در آن هنگام، به كفر نزديكتر بودند تا به ايمان به زبان خود چيزى مى‏گويند كه در دلهايشان نيست! و خداوند از آنچه كتمان مى‏كنند، آگاهتر است."(سوره آل عمران 166-167).

یکی از عوامل شکست در آزمایش های الهی دلبسته بودن به دنیا و مظاهر آن مانند اموال و فرزندان است. اگر این دلبستگی از پیوند عاطفی با خداوند بیشتر باشد، باعث سستی در «سیر الی الله» و عامل بازدارنده برای «یاری ولیّ الله» می شود. این سستی در طول تاریخ زمینه ساز غربت و شهادت اولیاء الهی شده است. "قُلْ إِنْ كانَ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ وَ إِخْوانُكُمْ وَ أَزْواجُكُمْ وَ عَشيرَتُكُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ في‏ سَبيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقين. بگو: «اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و طايفه شما، و اموالى كه به دست آورده‏ايد، و تجارتى كه از كساد شدنش مى‏ترسيد، و خانه هايى كه به آن علاقه داريد، در نظرتان از خداوند و پيامبرش و جهاد در راهش محبوبتر است، در انتظار باشيد كه خداوند عذابش را بر شما نازل كند و خداوند جمعيّت نافرمانبردار را هدايت نمى‏كند!)"‏.(سوره توبه،آیه 24).

کسی از روی نادانی دنیا را مذمت می کرد. امام علی (علیه السلام) به او فرمودند: ای فریفته ی به دنیا! چگونه از دنیا بد می گویی در حالی که دنیا خانه موعظه برای پندگیرندگان و برگرفتن توشه برای اهلش [اهل توشه گیری از دنیا برای آخرت] است. دنیا محل نزول وحی خداوند، مکان سجده دوستانش و تجارت خانه ی اولیاء اوست.(نهج البلاغه،خ127).

دنیا به معنای ظرف وجودی برای مخلوقاتی چون درختان و دریاها و کوهساران، سراسر آیه ی دانایی و توانایی و حکمت آفریدگار است که نه تنها بدگویی ندارد، بلکه باید آن را به بهترین وجه تحسین نمود.

پس آنچه در گزاره های اخلاقی به عنوان دنیا مذمت می شود، چیزی غیر از این خلقت عظیم است. دنیای مذموم همان خواسته ها و امیال شعله ور شده ای است که مال و جان و ناموس دیگران را به آتش تباهی می کشد و باعث ایجاد پلیدی ها و ظلم ها می شود.

مولای متقیان در بیان وصف اهل دنیا در نهج البلاغه می فرماید: از اينكه رغبت دنياپرستان به دنيا، و حرصشان بر متاع اندك آن تو را فريفته كند بر حذر باش، كه خداوندت از اوضاع دنيا خبر داده، و دنيا هم با احوالاتش تو را از زوال خود آگاه نموده، و زشتيهايش را به تو نشان داده، زيرا دنيا پرستان سگانى فرياد زننده، و درندگانى شكار كننده هستند، يكديگر را مى‏گزند، زورمندش ضعيفش را مى‏خورد، و بزرگش به كوچكش به قهر و غلبه حمله مى‏كند. گروهى از دنياداران چهار پايانى مهار شده، و دسته‏اى حيوان رها شده‏اند، عقول خود را از دست داده، و به راه نامعلوم قدم نهاده‏اند، حيوانى چند كه در چراگاه آفت كه قدم در آنجا قرارى ندارد سر داده شده‏اند، نه چوپانى كه از آنان نگهدارى نمايد، و نه چراننده‏اى كه آنها را بچراند، دنيا آنان را به راه كورى و ضلالت برده، و ديدگانشان را از ديدن علائم هدايت فرو بسته، در وادى حيرت دنيا سرگردان، و در نعمت‏هايش غرق، و آن را به عنوان ربّ انتخاب كرده‏اند، از اين رو دنيا با آنان و آنان با دنيا به بازى پرداخته‏اند، و آنچه را به دنبال آن است فراموش كرده‏اند.(نهج البلاغه،نامه 31).

دنیای مذموم همان وادی خوفناکی است که درندگان انسان نما در آن وادی به رقابت بر زیاده طلبی هایشان مشغولند و با تمام بی رحمی و قساوت، در جدالشان برای کسب قدرت و ثروت، بی گناهان را آواره می کنند و یا به قتل می رسانند.

در روایات اهل بیت (علیهم السلام) محبت چنین دنیایی سرمنشا تمام گناهان دانسته شده است. محبتی که چشم و گوش را می بندد و قلب را قسی می سازد. چه بسیار است آمار کسانی که به خاطر رسیدن به یک شهوت جنسی یا شهوت جاه و مقام یا ثروت که از مصادیق این دنیای مذموم است، به نزدیکان خود نیز رحم نکرده و آنها را در آتش نفسانی خود به کام مرگ کشانده اند.

ابن شهر آشوب از حضرت علي بن الحسين (عليهماالسلام) روايت كرده است كه فرمود در خدمت پدرم به جانب عراق بيرون شديم و در هيچ منزلي فرود نيامد و از آنجا كوچ نكرد مگر اينكه ياد مي كرد يحيي بن زكريا (ع) را و روزي فرمود كه از خواري و پستي دنيا است كه سر يحيي (ع) را براي زن زانيه از زناكاران بني اسرائيل به هديه فرستادند.

امام حسین علیه السلام در مسیر کربلا فرمودند:"الناس عبيد الدنيا و الدين لعق على السنتهم، يحوطونه ما درت معايشهم فاذا محصوا بالبلاء قل الديانون". (بحارالانوار.ج44.ص383). شاید بتوان این عبارت را بدین گونه شرح نمود که:

"مردم بنده ی زرخرید دنیا هستند و دین لقلقه ی زبانشان است.تا وقتی بر گرداگرد دین هستند و از آن پیروی می کنند که دینشان خدشه ای بر معیشت دنیایشان وارد نسازد؛ پس هرگاه میدان امتحانی پیش آید که قرار است بین دین و دنیا یکی را برگزینند، دینداران کم می شوند و دنیاپرستان زیاد."

  1. گناه و پیروی از هوی نفس

قلب پاک میل به گناه ندارد و نسبت به آن احساس کراهت دارد. اما غفلت از یاد خدا و مراقبت نکردن بر چشم و گوش -که امام زین العابدین (علیه السلام) از آنها به عنوان ورودی های قلب یاد کردند- باعث تیرگی این صفحه نورانی و آلودگی آن می شود.

سپس انجام دیگر گناهان و استمرار بر این مسیر، باعث انس نفس آدمی به بدی ها و کم شدن واکنش وجدان می گردد. و در نتیجه ؛ این انس به گناه و ضعف در برابر خواهش های نفسانی باعث لغزش در مقام عمل و رفتار می شود.

خداوند متعال در مورد کسانی که در جنگ احد به طمع غنیمت دنیا از جایگاه خود گریختند فرمود: "كسانى كه در روز روبرو شدن دو جمعيت با يكديگر فرار كردند، شيطان آنها را بر اثر بعضى از گناهانى كه مرتكب شده بودند، به لغزش انداخت...."(سوره آل عمران،آیه 155).

از دیگر آثار گناه، مسخره کردن دین خدا و تکذیب آیات الهی است که یکی از این آیات الهی همان «ولی الله» است. حضرت زینب (سلام الله علیها) در جلسه یزید در تبیین قرآنی اعمال پلید امویان و پیروانشان ، کلام را با این آیه شروع نمودند که:

"سپس سرانجام كسانى كه اعمال بد مرتكب شدند به جايى رسيد كه آيات خدا را تكذيب كردند و آن را به مسخره گرفتند!"(سوره روم،آیه 10). و سپس فرمودند: اى يزيد! تو مى‏پندارى كه چون اطراف زمين و آفاق آسمان را بر ما بستى، و راه چاره را بر ما مسدود نمودى، تا ما را همانند برده به هر سو كشاندند، ما نزد خدا خوار هستيم و تو نزد او گرامى هستى؟

و اين چيره شدن تو بر ما بيانگر شكوه آبروى تو در پيشگاه خدا است از اين رو بينى بالا كشيدى و تكبّر نمودى و به خود باليدى، خرّم و شادان شدى كه دنيا در چنبر كمند تو بسته و كارهاى تو آراسته شده است و ملك و مقام رهبرى ما براى تو صاف و هموار گشته‏اند.

(فمهلا انسيت قول اللَّه عزّ و جلّ: «وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ»)، پس اندكى آرام و آهسته باش، آيا سخن خدا را فراموش كرده‏اى كه فرمود: «آنها كه كافر شدند (و راه طغيان را پيمودند) تصوّر نكنند كه اگر به آنها مهلت مى‏دهيم به سود آنها است، ما به آنها مهلت مى‏دهيم كه بر گناهانشان بيفزايند و عذاب‏ خواركننده‏اى براى آنها باشد.»(غم نامه كربلا، ترجمه اللهوف على قتلى الطفوف، ص199).

پیروی از هوای نفس و مخالفت با ولی خدا، شکست خوردگانی هم چون بلعم باعورا را در تاریخ دارد که امام رضا (علیه السلام) در تطبیق آیه 176 سوره اعراف، داستان او را اینگونه بیان می کنند:

«بلعم‏ باعورا داراى اسم اعظم‏ بود، و با اسم اعظم‏ دعا مى‏كرد و خداوند دعايش را اجابت مى‏كرد، در آخر به طرف فرعون ميل كرد، و از درباريان او شد، اين بود تا آن روزى كه فرعون براى دستگير كردن موسى و يارانش در طلب ايشان مى‏گشت، عبورش به بلعم‏ افتاد، گفت: از خدا بخواه موسى و اصحابش را به دام ما بيندازد، بلعم‏ بر الاغ خود سوار شد تا او نيز به جستجوى موسى برود الاغش از راه رفتن امتناع كرد، بلعم شروع كرد به زدن آن حيوان، خداوند قفل از زبان الاغ برداشت و به زبان آمد و گفت: واى بر تو براى چه مرا مى‏زنى؟ آيا مى‏خواهى با تو بيايم تا تو بر پيغمبر خدا و مردمى با ايمان نفرين كنى؟ بلعم اين را كه شنيد آن قدر آن حيوان را زد تا كشت، و همانجا اسم اعظم‏ از زبانش برداشته شد، و قرآن در باره‏اش فرموده:" فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوِينَ، وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ" اين مثلى است كه خداوند زده است».(ترجمه تفسير الميزان،ج‏8،ص440). تفسیر نمونه در مورد مصداق این آیه می نویسد: برخی او را از دانشمندان بنی اسرائیل در زمان حضرت موسی دانسته اند که به عنوان مبلغی نیرومند از وجود وی استفاده می شده است.(تفسير نمونه،ج‏7،ص14).

پیروی از هوی نفس زهر کشنده ای است که مرد و زن، عالم و جاهل، قوی و ضعیف، کاسب و نانوا، مهندس و دکتر و ... نمی شناسد. هر کس به دنبال خواهش های نفسانی حرکت کرد، کردارش زشت و مفسده انگیز و مقصدش با جهنمیان رقم خواهد خورد.

بنی اسراییل قومی بودند که خداوند آنها را به واسطه ی نعمت های فراوان و فرستادن پیامبرانی چون حضرت موسی و عیسی و سلیمان و دیگر انبیاء بزرگ علیهم السلام فضیلتی بر جهانیان عطا نمود."اى بنى اسرائيل! نعمتهايى را كه به شما ارزانى داشتم به خاطر بياوريد و (نيز به ياد آوريد كه) من، شما را بر جهانيان، برترى بخشيدم."(سوره بقره،آیه 47). اما این قوم به خاطر پیروی از هوی نفس به مقابله با این پیامبران بزرگ و آزار و قتل آنها پرداختند و برتری خود را تبدیل به خواری ابدی نمودند. "و (مهر) ذلت و نياز، بر پيشانى آنها زده شد و باز گرفتار خشم خدايى شدند چرا كه آنان نسبت به آيات الهى، كفر مى‏ورزيدند و پيامبران را به ناحق مى‏كشتند. اينها به خاطر آن بود كه گناهكار و متجاوز بودند." (سوره بقره،آیه61).

ابلیس بنابر قسمی که خورده است، سالیان سال است که بر راه حق نشسته تا مردمان را از ملحق شدن به خیل عاشقان معبود یکتا و عابدان معشوق بی مثل و مانند باز بدارد. تنها پناهگاه محکم در برابر وسوسه های او، اقامت امت رسول الله بر درگاه ولایت اهل بیت (علیهم السلام) است. امید است با مطالعه عمیق تر در معارف الهی و دوری از گناه و محبت دنیا، هر روز قلب ها بیشتر با این خوبان انس بگیرد تا با اتحاد امت اسلامی در سایه محوریت ولایت خاندان عصمت و طهارت مفتخر به دیدار حکومت عدل جهانی به رهبری بقیۀ الله (عج) و رهائی و نجات مستضعفین و نابودی مستکبرین شویم.

منابع

قرآن کریم.

نهج البلاغه.

امالی شیخ صدوق.

بحارالانوار علامه محمدباقر مجلسی.

تفسیر المیزان، علامه سید محمد حسین طباطبائی.

تفسیر نمونه،آیت الله العظمی مکارم شیرازی.

رياض الأبرار في مناقب الأئمة الأطهار، نعمت الله جزائری.

غم نامه كربلا(ترجمه اللهوف على قتلى الطفوف).